الشيخ حسين المظاهري
28
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
ارزش بيشتر اهميت داد ) . بارزش وقتى اهميت دارد و قابل بحث است كه كاذب نباشد ولى اگر ارزش و علل ارزش كاذب باشند جز شقاوت و زيان براى فرد و جامعه ثمرى ندارد ، چنان كه استثمارگران با همين ارزشهاى كاذب ملتهاى ضعيف را استثمار كرده و مىكنند ، و اين ملّتهاى غافل تا بيدار نشوند و از اين ارزشهاى كاذب دست برندارند در ذلّت و بندگى خواهند بود و منابع و ذخائرشان همچنان به يغما و چپاول مىرود . جارزش يك امر اعتبارى است و منشأ آن چيزهاى مختلفى است و ما چهار علّت را يادآور شديم : كارعرضه و تقاضامطلوبيت ذاتى - اغراض و دواعى عقلائى . دكلام ماركس در مورد قانون ارزش ناتمام بوده انتقادات فراوانى بر آن وارد است كه ده انتقاد را ذكر كرديم ، و روشن ساختيم كه كار علت منحصر براى ارزش نيست و نمىتوان پذيرفت كه كميت كار بيانگر ارزش باشد . هقانون عرضه و تقاضا نيز به تنهائى علّت ارزش نيست ، و بر مدعيان اين مطلب ايرادهاى بسيارى وارد است كه ما ده ايراد را بيان كرديم . وبيانى كه در كتاب مباحث اقتصاد ذكر شده چيزى بيش از تفسير قانون عرضه و تقاضا نيست و آن را بعنوان فرضيهى مستقلى نپذيرفتيم . اين خلاصهيى از مباحث ذكر شده در اين جزوه بود و اگر دقّت شود قانون ارزش از نظر ما تفسير شده است و چنان كه قبلا اشاره شد مىتوانيم بگوييم اين نظريهى ما نظريهى اسلام است ، و اينك توضيح بيشتر : قانون ارزش را بايد اينطور تفسير كرد : ارزش امرى است قراردادى و عقلائى و در خارج ما بازاء ندارد ، و علل گوناگونى دارد و علّت منحصر براى آن قائل شدن ناتمام و يكنوع خودپرستى و خودگرائى است .